الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
84
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
داده است كه شما او را از تشنگى خواهيد كشت و اين ستوده نيست و كشته شدن با شمشير بهتر است . هر چند با خويش تعهد كردهام كه پس از مصريان هيچ كس را از او بازندارم ، ولى من خوش مىدارم كه براى او آب بفرستيد تا تصميم خود را دربارهاش بگيريد . طلحه گفت : نه ، به خدا سوگند نمىگذاريم آسوده باشد و اجازه نمىدهيم چيزى بخورد و بياشامد . على فرمود : گمان نمىكردم از هيچ فرد قرشى تقاضايى كنم و نپذيرد ، اى طلحه ! اين حال را رها كن . طلحه گفت : اى على تو را در اين كار بهرهاى نخواهد بود . على ( ع ) خشمگين برخاست و فرمود : اى پسر زن حضرمى به زودى خواهى دانست كه مرا در اين كار بهرهاى هست يا نيست . و از خانهء او برگشت . ابو حذيفه اسحاق بن بشر قرشى همچنين از قول يزيد بن ابى زياد از عبد الرحمن بن ابى ليلى نقل مىكند كه مىگفته است ، به خدا سوگند هنگامى كه عثمان در محاصره بود طلحه را ديدم كه بر اسبى سياه سوار است و نيزه به دست دور خانهء عثمان جست و خيز مىكند و گويى هم اكنون سپيدى جامهاش را از زير زره مىبينم . « 1 » ابو اسحاق روايت مىكند كه چون محاصرهء عثمان سخت شد ، بنى اميه تصميم گرفتند عثمان را شبانه به مكه منتقل كنند . مردم فهميدند و پاسدارانى بر كنار خانه گماشتند كه اين كار صورت نگيرد و فرماندهء آن پاسداران طلحه بود و هم او نخستين كس بود كه به خانهء عثمان تير انداخت . او مىگويد ، در همين حال عثمان كه به شدت در محاصره بود و از تشنگى بىتاب شده بود ، از فراز بام بانگ برداشت كه اى مردم ! جرعهاى آب به ما برسانيد و از آنچه خداوندتان روزى داده است به ما بخورانيد . زبير بن عوام بانگ برداشت كه اى پير نادان ! سوگند به خداوند كه آب نخواهى چشيد . ابو حذيفه قرشى از اعمش از حبيب بن ثابت از ثعلبة بن يزيد حمانى « 2 » ، نقل مىكند كه مىگفته است ، در احجار الزيت « 3 » پيش زبير رفتم و گفتم : اى ابو عبد الله ! ميان ساكنان خانهء عثمان و آب مانع شدهاند . به سوى خانه نگريست و اين آيه را خواند :
--> ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، موارد متعددى از چگونگى گفتار و رفتار طلحه و زبير در مدت محاصرهء عثمان را آورده است . از جمله چاپ قديم آن ؛ ج 2 ، ص 404 . م ( 2 ) ثعلبه مدتى سالار شرطهء امير المؤمنين ( ع ) بوده و نسائى او را مورد اعتماد و ثقه مىداند و ذهبى هم اين موضوع را آورده است . رجوع كنيد به ميزان الاعتدال ؛ ج 1 ، ص 371 . م ( 3 ) نام يكى از محلات مدينه است . رجوع كنيد به معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 133 . م